ساقيا، خيز و يک دو جام بده

شاعر : اوحدي مراغه اي

مي گلرنگ لاله فام بدهساقيا، خيز و يک دو جام بده
بي‌دلان به بوسه کام بدهدهن همچو قند را بگشاي
ساغري باده‌ي حرام بدهدلم از شربت حلال گرفت
قدحي، اي منت غلام، بدهتو غلام که‌اي؟ نمي‌دانم
آن پري را ز من سلام بدهبه سلامت چو ميروي، اي باد
ساعتي ترک ننگ و نام بدهگو که: از نام ما نداري ننگ
من چه گويم ترا: کدام بده؟همه داري تو هر چه مي‌بايد
خبر قد خوش خرام بدهسخن لعل آبدار بگوي
اوحدي را شراب خام بدهتا که ديگ وصال پخته شود